3/08/2003
بيست و يک سال پيش در چنين روزی در يک بيمارستان نیمه دولتی در تهران دختر بسيار جوانی به دختر بچه ای زندگی بخشيد . اين دو با هم رشد کردند و با هم بزرگ شدند.
دخترم ....تولدت مبارک.
به ياد روزهای کودکی ات ..برات يه قصه می گم ..اين رو گوش کن
دخترم ....تولدت مبارک.
به ياد روزهای کودکی ات ..برات يه قصه می گم ..اين رو گوش کن
روز جهانی زن بر تمامی زنان، و نيز مردان آزاده ای که در راه از بين بردن هرگونه ستم جنسی مبارزه می کنند گرامی باد.
با هم به ترانه زيبای زن از زيبا شيرازی گوش کنيم (من منم، من يک زنم، آزادگی پيراهنم )
3/07/2003
امروز و فردا ـ و اميدوارم که روزهای ديگر نيز ـ در سراسر دنيا جشن و برنامه های متنوعی برای بزرگداشت روز جهانی زن از طرف گروههای مختلفی که به جنبش برابری طلبانه زنان باور دارند برگذار می شود.
اگر مايليد می توانيد اين جشن را در دنیای مجازی سايبر تجربه کنید.
امشب ساعت 7 شب به دعوت راديو برابری يکی از راديوهای محلی آلمان مجلس جشن و بحثی داير است ، و فردا شب به دعوت سايت زنان ايران تريبون آزادی برای بحث در مورد کليشه های جنسيتی ، من که آنجا هستم. شما هم بياييد
پال تاک را از اين آدرس می توانيد اينستال کنيد.www.paltalk.com
اگر مايليد می توانيد اين جشن را در دنیای مجازی سايبر تجربه کنید.
امشب ساعت 7 شب به دعوت راديو برابری يکی از راديوهای محلی آلمان مجلس جشن و بحثی داير است ، و فردا شب به دعوت سايت زنان ايران تريبون آزادی برای بحث در مورد کليشه های جنسيتی ، من که آنجا هستم. شما هم بياييد
پال تاک را از اين آدرس می توانيد اينستال کنيد.www.paltalk.com
3/06/2003
Citat
There are really not many jobs that actually require a penis or a vagina, and all other occupations should be open to everyone.
Gloria Steinem
Feminism is the political theory of free all women - working-class women, poor women, physically challenged women, lesbians, old women, as well as white economically privileged heterosexual women. Anything less is not feminism, but merely female self-aggrandizement.
Barbara Smith 1979
این جنبش از آن من نيست ، اگر نتوانم با آن برقصم.
اما گلدمن. آنارشی فمينيست.
حالا بياييد با هم برقصيم.
سقف خونه مهربونی ، زمينش عشق جوونی ، ديواراش گل محبت ، پنجره اش جنس صداقت.
خونه مون قصر طلا شد . خونه مون دور ز بلا شد
There are really not many jobs that actually require a penis or a vagina, and all other occupations should be open to everyone.
Gloria Steinem
Feminism is the political theory of free all women - working-class women, poor women, physically challenged women, lesbians, old women, as well as white economically privileged heterosexual women. Anything less is not feminism, but merely female self-aggrandizement.
Barbara Smith 1979
این جنبش از آن من نيست ، اگر نتوانم با آن برقصم.
اما گلدمن. آنارشی فمينيست.
حالا بياييد با هم برقصيم.
سقف خونه مهربونی ، زمينش عشق جوونی ، ديواراش گل محبت ، پنجره اش جنس صداقت.
خونه مون قصر طلا شد . خونه مون دور ز بلا شد
شمارش معکوس به مناسب هشت مارس.3
فمينيسم چيست؟
گاهی پاسخ دادن به اين سئوال کار ساده ای نيست . فمينيسم پايگاه طبقاتی ندارد. از طبقه خاصی برنخاسته است و منافع طبقه خاصی را مطرح و پي گيری نمی کند. اين به آن معنا نيست که بگوييم که فمينيستها دارای انديشه ای فرا طبقاتی هستند و در فضا بر فراز طبقات اوقات خوشی را در صلح و صفا می گذرانند.بلکه برعکس ، فمينيستها مرتب با انديشه های مختلف درون خود جنبش از يک سو و با دنيای پدر سالار از سوی ديگر در چالشند. گذشت سالها و وجود بحث های متعدد در جنبش زنان به فمينيست ها اين حقيقت را اثبات کرد که شعار " همه با هم " شعاری تو خالی و پوچ است و زنان نه تنها توانايی همگامی و همراهی در تمام راه را با هم ندارند بلکه حقيقتا نيازی هم به اين همراهی همه جانبه وجود ندارد.
فمينيسم ساختار های اقتصادی اجتماع را دگرگون نمی کند.برنامه اقتصادی جديدی برای رسيدن به جامعه رفاه همه گانی پيشنهاد نمی کند. اين مسئله نه در برنامه فمينيسم و نه در توان اين جنبش است. آنچه فمينيسم به عنوان دستور کار خود قرار می دهد زير سئوال بردن تمامی ساختار های فرهنگی، تاريخی و اجتماعی است که منجر و توجيه کننده برتری جنسی به جنسی ديگر می شود. در همين راستا لازم است اشاره کنم که فمينيسم از سوی ديگر مسئوليت سرکوب اقتصادی طبقه ای توسط طبقه ديگر اجتماعی را به عهده ندارد.
جامعه سرمايه داری ساختاری بسيار متفاوت با جامعه فئودالی و کشاورزی و ...دارد. وجود تکنولوژی مدرن ، نياز به استفاده از نيروی بدنی در کار را به حداقل رسانده و سيستم توليدی کلان نياز به نيروهای مولد را بارز کرده است. حضور زنان در جامعه به شکل يک نياز اجتماعی در آمده است. ضرورتی که زنان نيز به شدت از آن استقبال کرده اند. تمامی تئوريسين های بزرگ جنبش زنان کار مزدوری زنان را برای رشد شخصيتی و فرهنگی و اجتماعی آنان ضروری و اجباری دانسته اند. و زنان همواره تشويق به حضور فعال و مولد در عرصه های اجتماعی شده اند. هجوم گسترده و همه جانبه زنان به بازار کار با جنگ جهانی دوم توام شد. شرکت مردان در جنگ و کمبود نيروی کار موجب شد که صاحبان سرمايه به تنها نيروی کار موجود در جامعه رو آورند و با شعارهای ميهن پرستانه آنان را در کارخانه ها و هر آنجا که به وجودشان نياز بود ، جانشين مردان کنند. زنان با نيروی غير قابل باور به ميدان آمدند و چرخهای اجتماعی را در گردش نگاه داشتند اما استقلال مالی و امکانات اجتماعی بزرگی که در پی آمد اين حرکت به دست آوردند موجب شد که بعد از اتمام جنگ و بازگشتن مردان از جبهه ها نيز برگرداندن آنان به گوشه آشپز خانه ها ديگر کار ساده ای محسوب نمی شد. زنان به ميدان آمده بودند که بمانند. آمدند تا همپای مردان در بدوش کشيدن بار اقتصاد خانواده سهيم باشند و در مقابل به تدريج به حقوق انسانی خويش آگاه شوند و آن را مطالبه کنند.
جنبش زنان از آغاز تا به امروز فراز و نشيب های بسياری را طی کرده است. در اين فراز و نشيب ها شيوه های بسيار زيادی را هم امتحان کرده است. در بسياری موارد مخالفان اين جنبش آن را تعرضی و عصبی ، و زنان فمينيست را زنانی نا مهربان و خشن با انواع و اقسام مشکلات خصوصی که با همه سر جنگ و دعوا دارند معرفی کرده اند.
شناخت من اما از فمينيسم و جنبش زنان با آنچه مخالفان از آن ارائه می دهند يکی نيست. جنبش زنان جنبشی عصبی و تعرضی نيست بلکه اعتراضی است و البته عصبانی، اعتراض به نا عدالتی هايی که در حق نيمی از جمعيت دنيا روا می شود و عصبانی به دليل اينکه چرا صدای اعتراض تعداد بيشتری ، و بخصوص مردان ، در اعتراض به اين نا عدالتی ها بلند نمی شود.
زنان آموخته اند که مطالبات خود با نرمش و ملاطفت و خواهش و تمنا نمی توانند کسب کنند. نه در چهار چوب خانواده و نه در اجتماع. برای به وجود آوردن اعتدال و ملايمت ما به ايجاد اعتدال و ملايمت در جامعه نياز منديم. به زبان ساده تر اگر بخواهيم مسئله را نگاه کنيم، کسی را که کتک بزنند ، فرياد خواهد زد . برای قطع شدن فرياد های او نبايد از او خواست تا خفه شود و يا دندان بر چگر فرو کند و تحمل کند. بايد کتک را قطع کرد.
فمينيسم جنبشی اجتماعی و انسانی است ، جنبشی که به قصد بر اندازی انديشه پدر سالاری و همه گونه تبعيض جنسی فعاليت می کند. فمينيسم ساختار های فرهنگی و سنتی را در هر اجتماعی زير سئوال می برد و برای رسيدن به برابری همه جانبه انسانها بدون در نظر گرفتن جنسيت آنان راه حل ارائه می دهد.
فمينيسم نه تنها برای رسيدن به حقوق اجتماعی برابر برای زن و مرد تلاش می کند بلکه به قصد تقسيم مساوی وظائف اجتماعی فعاليت می کند.
هدف فمينيسم تقسيم حق حيات و رنج حيات به تساوی است.
چندی پيش به جمله ای برخوردم که برايم بسيار زيبا آمد. اين جمله را برايتان می نويسم. و اميدوارم بتواند انديشه فمينيستی را بهتر مشخص کند. اين را که فمينيست ها صرفا به دنبال مزايا نيستند. بلکه در قبال باور خود که انسانها می بايد از حقوق و وظايف برابر اجتماعی برخوردار شوند در صحنه حضور می يابند. آن جمله که طنزی را هم در خود دارد اين بود:
If there is a pice of shit over there..we want half of it
3/05/2003
شمارش معکوس به مناسب هشت مارس.2
فمينيسم چيست؟ آیا فمينيسم ترويج نفرت از مرد است ؟
گرايش های مختلف فمينيستی با وجود شيوه های مختلف و نگرش های مختلفی که نسبت به دلايل فرودستی زنان در جامعه دارند همه گان در يک امر مشترکند و آن باور فرودستی زنان و ارائه کارکرد هايی برای رهایی از آن و محقق کردن آزادی زنان.
فمينيسم در جامعه ايرانی هنوز بار منفی همراه خود دارد. جمله " من فمينيست نيستم اما ...." که به دنبال آن گلايه از وضعيت زنان و گاه حتی ارائه پيشنهاداتی برای بهبود اين وضعيت ، حتی در حد سطحی آن ، که از بسياری از زنان می شنويم ، نمايانگر اين انديشه است که برچسب ضد مرد بودن نگرش فمينيستی بسيار عميق بر جای نشسته و برای پاک کردن اين برچسب از پيشانی اين انديشه انسان گرا راه درازی مي بايد طی شود. بی سوادی و عدم دسترسی به تحصيلات ابتدايی و متوسطه در کشور ما در طول قرن های متوالی موجب شده است که فرهنگ شفاهی جايگاه ويژه ای در زندگی و تفکر ما ايفا کند. جای پای اين فرهنگ را همچنان در ذهن و انديشه امروز جامعه ايرانی که به جای خود جامعه مدرنی با امکانات بهره وری از وسايل ارتباط جمعی دنيای مدرن است می بينيم. اين فرهنگ شفاهی نقش بسيار عميقی را در وجود اتيکت های بی مربوط و بی مورد بازی می کند. فمينيست ها متهم به مردستيزی ، تند روی و زياده خواهی می شوند. اگر از کسانی که اين اتهامات را مسلسل وار به سوی فمينيست ها شليک می کنند سئوال کنيم می بينيم که پشت اين سئوالها نا آگاهی کاملی از انديشه و آرمان های فمينيست ها نهفته است. عدم آگاهی به خواسته ها و مطالبات جنبش زنان ،پيش قضاوت های موجود در جامعه ، عدم شناخت لازم نسبت به موضوعات مورد مباحثه در جنبش زنان زمينه اين انگ زدن ها و برچسب ها را پديد می آورد.
زنان ـ و مردان ـ ی که در اين جنبش و با اين باور ها فعاليت می کنند همواره مورد تهاجم گروه های مختلف قرار گرفته اند. که در بسياری از موارد موجب جبهه گيری و جدا کردن صف های انسانهايی می شود که شايد تفاوت چندان زيادی هم نسبت به خواسته هايشان وجود نداشته باشد بلکه عمدتا به دليل نا آگاهی و عدم شناخت و عدم وجود انگيزه نسبت به پی گيری و يافتن درکی مشخص از مفهوم فمينيسم پديد می آيد. من شخصا بسياری از مخالفان و حتی ستيزه جويان فمينيسم را مخالفان حقوق زنان و يا زن ستيز نام نمی دهم. بلکه عمدتا اين برخورد آنان را دليل نا آگاهی آنان نسبت به مفاهيم و مطالبات اين جنبش می دانم.
به راستی چرا فمينيست ها مرد ستيز لقب گرفته اند ؟ چرا گفتگو از حقوق زنان مخالفت با مردان نام می گيرد؟ چرا اعتراض به فرو دستی زنان ، دشمنی و نا ديده گرفتن حقوق مردان شمرده می شود؟ به راستی حق زنان چرا در نظر عام در مقابل حق مردان فرار می گيرد؟ چرا فمينيسم تهديدی برای مردان به شمار مي آيد ؟و آنجا که صحبت از فمينيسم به ميان می آيد هميشه متهم به جدا سازی می شويم ؟
قرنهاست که ضعيف و ضعيفه خوانده شده ايم ـ به شوخی و جدی ـ. ناديده گرفته شده ايم و جسم و جانمان تاراج شده است ؟ استعداد هايمان به هيچ شمرده شده است و توانايی هايمان در تبعيد گاه هايی که سنت ها و عادت ها برايمان فراهم کرده اند به خاموشی گراييده اند. با اين همه زندگی کردن و به اين زندگی تن دادن و ادامه دادن اين چنين تحقيری ضد موازين و خصوصيات انسانی است. اما زمانی که زبان به اعتراض می گشاييم و خواستار تغيير اين نظام ضد بشری ـ آری ضد بشری، لازم است ياد آوری کنم که زن نيمی از جامعه بشری است؟ و نظامی که تحقير او را در بر ميگيرد نظامی ضد بشر است ؟ ـ به ضد مرد بودن متهم می شويم . به راستی چرا ؟ فمينيسم و مطالبات زنان کدام منافع را مورد خطر قرار می دهند ؟ و چرا مردان خود را در مقابل اين جنبش مورد تهديد می بينند؟
از شما می پرسم. به نظر شما فمينيسم چيست ؟
Citat
In my heart, I think a woman has two choices: either she's a feminist or a masochist.
Gloria Steinem
Feminism is the radical notion that women are people.
Cheris Kramer and Paula Treichler
به نظر من زنها باید حق اين را داشته باشند که شغلی را که مايلند انتخاب کنند ، به شرطی که غدا هميشه روی ميز حاضر باشد.
جان وين
Your desire will be for your husband, and he will rule over you.
God, Genesis 2:16
when a man says what he thinks , he is a man, when a woman says what she thinks. she is a bitch.
Bett Davis
3/03/2003
Citat
A feminist is anyone who recognizes the equality and full humanity of women and men.
Gloria Steinem
Men are taught to apologize for their weaknesses, women for their strengths.
Lois Wyse
احتمالا باربی سمبل موفق ترين تين ايجر است . اما او قادر نيست روی پای خود بايستد.
کريستر سونسون. محقق در مورد هويت يابی کودکان
اگر زنی رتبه بالايی به عنوان رئيس يا جراحی موفق داشته باشد ، کماکان ناچار به انجام کار خانه گی است.
سيمون دو بوار
Because I am a woman, I must make unusual efforts to succeed. If I fail, no one will say, 'She doesn't have what it takes.' They will say, 'Women don't have what it takes.'
Clare Boothe Luce
we should have been seen, we should have been heard, we are the new woman that no one can fuck with .
tv serial, Glappet.
A feminist is anyone who recognizes the equality and full humanity of women and men.
Gloria Steinem
Men are taught to apologize for their weaknesses, women for their strengths.
Lois Wyse
احتمالا باربی سمبل موفق ترين تين ايجر است . اما او قادر نيست روی پای خود بايستد.
کريستر سونسون. محقق در مورد هويت يابی کودکان
اگر زنی رتبه بالايی به عنوان رئيس يا جراحی موفق داشته باشد ، کماکان ناچار به انجام کار خانه گی است.
سيمون دو بوار
Because I am a woman, I must make unusual efforts to succeed. If I fail, no one will say, 'She doesn't have what it takes.' They will say, 'Women don't have what it takes.'
Clare Boothe Luce
we should have been seen, we should have been heard, we are the new woman that no one can fuck with .
tv serial, Glappet.
شمارش معکوس به مناسب هشت مارس.1
فمينيسم چيست؟
چند سال پيشترک بود که تازه با انديشه فمينيستی آشنا شده بودم. برايم سئوالات زيادی در رابطه با اين انديشه نوين وجود داشت. کلمات زيادی در حول و حوش آن می شنيدم. سوسيال فمينيست، آنارشی فمينيست، راديکال فمينيست، بورژوا فمينيست، فمينيست های رحمی ، اکو فمينيست، ميليتر فمينيست، نينجا فمينيست،اومانيست فمينيست، سپراتيسم فمينيسم.....و گيج و گنگ وقتی را که از کار به خانه باز می گشتم در کتابخانه و يا با کتاب ها در خانه می گذراندم.
من هم با نظريه های سنتی ـ گيرم کمی مترقی تر به دليل تحصيلات والدينم ـ بزرگ شده بودم. سنتی که به من می گفت که مرد است که حرف آخر را می زند. مرد است اصل است و تو به هرحال فرع هستی. اين سنت اگر هم از طريق والدين به طور مستقيم به من تزريق نمی شد اما فاميل و خانواده و محيط اجتماعی تاثير خودش را گذاشته بود:" زن به مرد نيازمند است. اين مرد و وجود اوست که به زن هويت می بخشد، زن بدون مرد هيچ است و تمام زندگی اش در دو مرحله خلاصه می شود. قبل از يافتن مرد زندگی اش ـ که اين مدت را مصرف يافتن او می کندـ و بعد از يافتن او ـ که اين مرحله صرف دادن سرويس و کسب رضايت مرد می شودـ". ساعت ها با خود کلنجار می رفتم. راستی آیا زن بدون مرد هويت و شخصيتی ندارد؟" پشت هر مرد بزرگی زنی بزرگ ايستاده است"!!!..اينگونه می گفتند. پشت زنان بزرگ چه کسی می ايستد؟ جز اينکه تنها ايستاده اند ؟ جز اين است که اکثريت آنان حمايت مرد زندگی خود را و مردان ديگر پيرامون را کما بيش از دست می دهند؟جز اين است که قرار نيست آنان بزرگ باشند بلکه قرار است بزرگ بپرورند؟ قرار است بهشت در زير پايشان قرار بگيرد و در بالای سرشان مردی که به آنان جايگاه شان را دائم ياد آوری کند ؟راستی زن به مرد نياز مند است ؟ و مرد به زن چه ؟ نياز مرد به زن چگونه است و اگر اين نياز انسانی است چرا همواره موجب تحقير و به غارت رفتن شخصيت و اعتماد به نقس زن شده است؟ راستی نياز زن به مرد در چه حد است؟ تا به کجاست؟ اين نياز چقدر دو طرفه است؟ زن بدون مرد چيست؟ چه ماهيتی دارد؟ چه هويتی دارد؟
در اين حين بود که جمله مشهور گلوريا اشتينم مرا به خنده انداخت. و مرا به فکر فرو برد:
" زن بدون مرد مثل ماهی بدون دوچرخه است." اين جمله شوخ که از طرف بسياری از مخالفان فمينيسم با برخورد های نا هنجاری روبرو شده ، بيانگر حقيقتی ساده است:
آی مردان ، ما زنان به حمايت شما نيازی نداريم، و نه به پول شما و نه به کمک شما. ما نه به عنوان جنس زن به جنس مرد نيازمنديم بلکه به عنوان انسانی به همراهی و همگامی انسانی ديگر. انسانی که به ما به چشم همراه و همگام و هم ارزش نگاه کند. همراه می شوی ؟
و فمينيسم چيست؟ در کنار تعريف های بسيار پيچيده و بسيار گوناگون ، روزی در جزوه نازکی به جمله ای برخوردم که يادم نمانده از کيست. اما اين جمله هميشه يادم مانده است.
"فمينسم بينشی است که به من ياد می دهد که به هيچ کس اجازه ندهم با من مثل فرش کوچک کفش پاک منزل رفتار کند. بينشی که به من ياد می دهد انسان هستم و بايد حقوق انسانی خود را مطالبه کنم."
من چاره ای بجز فمينيسم نداشتم.
3/02/2003

