زنانه ها

فروغ:" گفتم که بانگ هستی خود باشم, اما دريغ و درد که زن بودم..."

2/21/2004

گلِ نازِ وبلاگستان در نوشته آخرش نظری دارد روی لوگویی که یکی از دوستان در رابطه با انتخابات تهیه کرده است.
این لوگو از یک جمله تشکیل شده است که کلمه به کلمه ظاهر می شود.
"اگر بری رای بدی خیلی نامردی"

من این لوگو را در وبلاگ شبح دیدم. چون کلمه به کلمه می آمد تمام لوگو را ندیدم و فقط فهمیدم که لوگو در مخالفت با رای دادن است. به وبلاگ زورو رفتم و برایش نوشته بودم که کد های آن را در اختیار همه قرار دهد. که او هم در کامنت های اینجا آمد و چنین کرد. در این فاصله اما تمام جمله را دیده بودم و از گذاشتن لوگو در وبلاگ خودم امتناع کردم. گرفتاری های زندگی واقعی در این چند روزه از یک طرف و دعواهای وبلاگستان ، کینه توزی ها ، دو به هم زنی ها و بیهوده گویی ها که در این روزها زیاد شده بود، از طرف دیگر ، برایم فرصت این را باقی نگذاشتند که اصلا در فکرم هم به این لوگو بپردازم . تنها همین که خودم از این لوگو استفاده نمی کنم برایم بسنده بود.
گلِ ناز ِ همیشه بیدار ما اما به این لوگو پرداخته است. به اندیشه ای که هر آنچه بدی است و نشانه ضعف ، زنانه می داند و هر آنچه خوبی است و نشانه قدرت ، مردانه.
زورو که این لوگو را تهیه کرده است موضوع این برخورد نیست. زورو احتمالا جوانی است که تحت تاثیر احساسات خود از کلمه نامرد استفاده کرده است
شبح که این لوگو را در وبلاگ خود گذاشته است نیز موضوع این برخورد نیست. احتمالا کار زیاد و وقت کم به او فرصت پرداختن و فکر دوباره در باره محتوای ضد زن لوگو نداده است.
موضوع این برخورد که گل ناز آن را پی می ریزد اندیشه است. اندیشه ضد زنی که هر آنچه ضعف و بدی است زنانه می بیند و هر آنچه قدرت و خوبی مردانه.
موضوع این برخورد نهادینه کردن موضع گرفتن و ارزیابی از ارزشهای سنتی و نقشهای سنتی ـ جنسیتی مردانه و زنانه است.
گلِ ناز ِ وبلاگستان..خوب تاخته ای، دمت گرم.

پ. ن : یکی از دوستان در کامنت ها مسئله قابل تاملی را مطرح کرد . که نامرد لزوما به معنی زن بودن نیست.که نامرد به معنی اخته بودن است. این راست است. تنها زنان نیستند که نامرد خوانده می شوند. نامرد به معنای نداشتن مردانگی است. مردانگی یا توانایی جنسی مردانه ، به همین دلیل همجنسگرایان نیز نامرد خوانده می شوند ( طرف مردی نداره ، ابنه ای یه ، مفعوله ) نامرد کلمه ایست با بار شدید جنسی، هر آنچه مردانه است در این کلمه جزو خصوصیات مثبت قرار می گیرند. توانایی های جنسی از آن زمره اند. " مرد" کسی است که فاعل باشد، اما مردی که قدرت تامین خانواده را ندارد هم مرد نیست. مردی که تقسیم کار در خانه را قبول کرده است زن ذلیل خوانده می شود و مرد نیست . مردی که سر حرف خودش نباشد هم مرد نیست و مردی که قوی نباشد هم مرد نیست.
نامرد همیشه زن نیست، بلکه تمام مردانی که یکی یا چند تا از این خصوصیت ها را دارند می توانند از " پوشه " مخصوص به مردان قلم بخورند و در زمره نامردان قرار بگیرند.
نامرد همیشه به معنی زن نیست، اما به معنی مردی است که دیگر به دسته مردان ( انسانهای قوی و صاحب اندیشه و صاحب تفکر ) تعلق ندارد و جزو دسته غیر مردها قرار می گیرد. دسته غیر مردها که زنان نیز جزوی از آن را تشکیل می دهند. و در کنارشان همجنسگرایان ، انسانهای ضعیف و انسانهای ناتوان و بی اراده قرار دارند.
نامرد کلمه ای است در جهت استحکام هر چه بیشتر کلیشه های جامعه مرد سالار.
استفاده از کلماتی از این قبیل را باید همین امروز هم که به حقوق خود نرسیده ایم متوقف کنیم. خواسته های خود را در هر زمانی می توانیم مطرح کنیم و نباید به فکر فردای روزی باشیم که به حقوق خود رسیدیم. حقوق ما همین هاست. به رسمیت شناساندن خود به عنوان انسانهایی برابر در تمام حقوق و وظایف انسانی. نه کم و نه بیش.
دنیایی که در آن " چلنج "* نباشد، دنیای خیلی خسته کننده ای است.
هر روز صبح که بیدار می شوم و بعد از دوش صبحگاهی و پوشیدن لباس و خوردن صبحانه و آماده شدن از خانه بیرون می روم ، در پایین خانه ، در کریدور عمومی ، نزدیک در خروجی، معمولا مردی ایستاده است. با بروشور های کوچکی در دست که رویش نوشته است :" بیدار شو " . این مرد از طرف یکی از سازمانهای آزاد مذهبی ـ مسیحی ، به تبلیغات در مورد فرقه اش می پردازد.همیشه با لبخندی از کنارش می گذرم. امروز بروشورش را که به سمتم دراز کرده بود پس نزدم. گرفتم و در قطار به خواندنش پرداختم.
عکس روی آن زنی است مو بور و سفید ، کنار مردی مو بور و سفید، چند بچه در دور و ورشان ، یکی از بچه ها سیاه پوست است ( یعنی که ما راسیست نیستیم ) و دیگری از نژاد زرد ، در فضایی سبز و خرم، روزی آفتابی، با لباسهایی سفید و زیبا . در کنارشان گوسفندی در حال چریدن است و شیری در حال استراحت. یک خانواده خوشبخت ، تصویری از بهشت و آنچه از بهشت توقع داریم.
در کتابچه تبلیغ یکی از سکت های مسیحی بود . اینکه همه از هر نژادی که باشند به خصوص مهاجران در آنجا با روی خوش استقبال می شوند. و از این حرفها.
نگاهی به عکس روی آن انداختم. به یاد تعریفی که از بهشت در دین اسلام شنیده ام افتادم. دشتهایی سبز و خرم ، سلامت دائم، حوری های همیشه باکره ( که اینجا ارزش بکارت کاملا روشن می شود. بیخود نیست که مردان نازنین ایرانی در خارج از کشور به دنبال زن باکره تا ایران سفر می کنند ) ،حالا گیرم برای زنان مومن هم پسرکان بهشتی ( دعوایم امروز سر سهم زنان در بهشت نیست ) ، چشمه های شیر و عسل، نه دردی ، نه غمی ، نه اشکی . بهشت در همه جا تقریبا همین رنگ است، با کمی تغییرات فرهنگی مختص به هر فرهنگ و منطقه ای، اما در کل به یک شکل. تکرار دائمی یک نواخت زندگی شاد و خوشبخت، تا بی نهایت ، بدون هیچ تغییری ، بدون هیچ تکاملی ، بدون هیچ دردی و غمی ، و اگر غم نباشد شادی هم نیست چرا که شادی به نوعی نبودن غم است. اگر تو از حس غم محروم شوی ، چگونه شادی را حس می کنی ؟
جهنمشان چیست ؟ دردی تا بینهایت ، هر روز قیر داغت کنند و هر روز سیخت بزنند و هر روز زجرت بدهند. وقتی تا بینهایت اینها باشد همین ها هم عادت می شوند و دیگر درد معنی خود را از دست خواهد داد .
به راستی این دین ها ما را به چه وعده می دهند ، و از چه می ترسانند ؟ به سکونی ابدی ؟ آیا سکون ابدی انتهای تمام پرهیزکاری های انسان مومن خواهد بود ؟ در بهشت راه بروی و بخوری و بنوشی و با حوریان همبستر شوی ...تا ابدیت ؟ آیا این انتهای انسانیت شماست ؟ سکونی ابدی که هیچ تغییر و تکاملی در آن نیست ؟ راستی تغییر و تکامل در بهشت مذهبی به چه شکل است ؟ مثلا اگر امروز با دو نفر از حوریان همبستر شدی ، فردا می توانی گروپ سکس داشته باشی ؟ یا مثلا امروز شیر و شراب بخوری و فردا شیر و عسل ؟ تا ابدیت ؟ آیا پرهیز کاری هایتان برای سکون ابدی است ؟ بدون هیچ انگیزه ای صبحی را به شب رساندن برای سپری کردن شبی چون شبان دیگر و آغاز صبحی که با هزاران صبح قبل و بعد هیچ تفاوتی ندارد ؟ مرگی نه ؟ دردی نه ؟ بندی نه ؟ و نه شادی ..و نه آزادی ؟؟
چه دنیای خسته کننده ای را به مردم وعده می دهید. و چه ابلهند کسانی که به خاطر این وعده های شما که اگر هم راست باشد زنده بگور شدن محض است ، تمام لذات انسانی را از خود سلب می کنند . سالهاست انسان مذهبی را به گفتگو ننشسته ام. چه جور موجودی می تواند باشد که به این ها دل خوش می کند ؟ آرزوهایش چیست ، رویاهایش چقدر کوچکند و چقدر کسالت آور.
بهشتتان پیش کش خودتان باشد. دنیایی که در آن تکامل وجود نداشته باشد جهنم من است.
من بهشت ابدی شما را به یک روز دغدغه های خودم ، گریه های خودم ، با یک روز غم های خودم عوض نمی کنم.

* ترجمه مناسبی برای چلنج challenge نیافتم

2/20/2004


امروز جمعه است. روز انتخابات در ايران.
امروز همه ما كاري براي خود داريم. در خارج از كشور بعضي در تظاهرات ها شركت مي كنند. بعضي به طريق ديگري صداي مردم را به گوش دولتمردان و دولتزنان اروپايي و ...مي رسانند. و امروز سپري مي شود.
در داخل كشور مردم به قصد نمايش يك نه بزرگ به رژيم جمهوري اسلامي برنامه هاي خود را براي امروز تنظيم كرده اند .
اما فردا ؟؟ فردا چه مي كنيم؟
سالهاست كه واكنشي عمل مي كنيم.
رژيم سركوب مي كند. ما تضاهرات مي گذاريم . رژيم اعدام مي كند . ما اعتراض مي كنيم. رژيم انتخابات مي گذارد . ما تحريم مي كنيم. رژيم اصلاحطلب راه مي اندازد ما افشا مي كنيم .
اما تا به كي مي خواهيم واكنشي عمل كنيم ؟ تا به كي به انتظار حركت اينان باشيم و واكنش نشان دهيم؟
بايد حركت از ما باشد. بايد در حركت از اينان پيش بگيريم . بايد حركت اپوزيسيون از پاتك زدن و واكنش نشان دادن و مدافعي عمل كردن خارج شود. اگر قصد آن داريم كه ايرانمان را دوباره آزاد ببينيم...راهي بجز حركت نداريم.
حركت از اين بيش شتابان كنيم ...

2/19/2004

ها ها ها ها
همین الان یادم افتاد که امروز سالروز یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیم است.
ولی وقتی که به نتیجه این اشتباه بزرگم نگاه می کنم ، فکر می کنم که اگر میتوانستم زمان را به عقب برگردانم ، باز هم این اشتباه را تکرار می کردم. ولی احتمالا نمی گذاشتم مدت این اشتباه اینقدر به درازا بکشد.
زودتر طلاق می گرفتم. خیلی زودتر، خیلی خیلی زودتر...
****************************************
این هم جواب دندان شکنی برای زن نانجیبی مثل من از طرف روابط عمومی سازمان فرهنگی شهرداری اصفهان


لازم به یاد آوری است که ویدئو و دی وی دی شب زفاف حضرتین علی و فاطمه، با ضبط منحصر به فرد ، به زودی از سوی روابط عمومی بنگاه شادمانی شهرداری اصفهان در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است....

2/18/2004

بار دیگر کشورمان به مصیبتی در جهان پر آوازه شد، بار دیگر گوشه ای از کشورمان بر روی نقشه جغرافی به سنجاقی از درد تزئین شد. این بار نیشابور.
تسلیت به ملت
این دردها را اما پایینی هست ؟ این شب تیره کی سحر شود ؟

روزنامه شرق توقیف شد
هجوم گسترده ای را باید در انتظار باشیم. احتمالا یاس نو هم در نوبت است. این مار زخمی زهر خود را خواهد ریخت.

نمی دانم، شاید ، احتمالا ، لابد..

اين «خشونت آسان» در جامعه ما چگونه ممكن است؟

کالا ي با ارزشي به نام «زن نجيب»

شخصی، سیاسی است

وقتی که آخوند به پیسی می افتد ، دختر بد حجاب هم می تواند مورد خوبی برای تبلیغات شود ..یعنی که ما دمکراتیم
***********************************************

از دست بچه های کمیته تدارکات تظاهرات در استکهلم بسیار شاکی هستم. نتیجه این همه فعالیت این شد که تظاهراتی که قرار بود در روز 20 فوریه در مقابل مجلس انجام بشه..انجام نمی شه.
با آقای فلانی صحبت کردم. آقای فلانی می گه که یعنی به نظر شما بهتر بود که تظاهرات غیر موفق می گذاشتیم ؟
به نظر من در چنین موردی تظاهرات غیر موفقی وجود نخواهد داشت. باید تظاهرات برگزار می شد. حتی با 50 نفر.
به نظر من این حرکت بسیار غیر دمکراتیک بود. انتقاد شدیدی به کار شما ، در کل و در جزء وارد است که باید سرش صحبت کنیم.
حالا بگذریم از اینکه بسیار و بشدت مردانه برخورد کردید. شما هنوز به زنان به عنوان سیاهی لشکر های یک حرکت نگاه میکنید .
گفتم تا گفته باشم. و گفتم تا بغضی که به دلم نشاندید کمی فرو کشد. بعدا خدمت می رسیم

این هم متن نامه ای که خطاب به پارلمان سوئد و پارلمان اروپا از طرف " کمیته تدارکات " تهیه شد.

پ.ن...نوشته بودم که یاس نو در نوبت است . در گردشی به روی وب دیدم که یاس نو هم توقیف شد.



!!!!راي دادن يا راي ندادن ...مشغله اين است

خوب... دو روز بيشتر به انتخابات نمونده. بچه هايي كه موافق راي دادن هستند. بحث خودتان را مطرح كنيد. چرا بايد راي داد ؟ و چرا مي خواهيد برويد راي بدهيد.
من راي نمي دهم . معتقدم كه حق انتخابي در اين انتخابات وجود ندارد , و تنها استفاده اي كه انسان ايراني به عنوان حق شهروندي مي تواند از حق انتخابش در اين موقعيت بكند, اين است كه انتخاب كند كه در اين سيا بازي شركت نكند.
مي دانم كه بجز ايادي جمهوري اسلامي ( كه خوشبختانه درصد زيادي نيستند ) تعدادي از دوستان هم هستند كه هنوز معتقد هستند كه بايد در اين انتخابات شركت كرد. من اين منطق را نمي فهمم. شوخي هم نمي كنم, واقعا نمي فهمم. بياييد دلايل خودمان را براي شركت در انتخابات مطرح
كنيم. اگر مي خواهيد در اين انتخابات شركت كنيد, دليلتان چيست ؟ ( دوستاني هم كه با شركت كردن مخالفند مي توانند در بحث شركت كنند ها... )

خانم عبادي هم بالاخره به صف راي ندهندگان ( چه كلمه اي شد :) پيوست . براي پيوستن به اين صف هيچوقت دير نيست .
لينك مربوط

2/17/2004

من از هشت سالگي روسپي بوده ام

به تریبون فمینیستی که مرتب سر می زنید ؟
تریبون به طور مرتب به روز می شود. مقالاتی در مورد نتایج یک بررسی در مورد کودک آزاری، اقدامات زنان برای عدالت جنسیتی ، مزاحمت های جنسیتی در ایران و خیلی خیلی مقالات دیگر. خلاصه از خودتان پذیرایی کنید دیگه

2/15/2004

نه گلم..نگو نمی شه ، من هم با منویی که تو پیشنهاد می کنی کاری ندارم.
تو می گی :
کدامش بيشتر به مذاقتان خوش می آيد؟
1-انسان را تربيت کنيد و تعليم دهيد تا دانا بار بيايد.
2-انسان را به حال خود رها کنيد تا حيوانی آزاد و رها باشد
.

من می گم ما نمی توانیم از انسان حیوانی آزاد بسازیم.
لازمه آزادی ، آگاهی است .
یک نگاه مختصر به همین اجتماع بشری بینداز، نظرم در حال حاضر حکومت های دیکتاتوری و آدمخوار نیست ، فعلا آنها را به دلیل روشن بودن ماهیتشان قلم می گیریم ، یه نگاه به دور و بر بینداز ، تمام این بدبختی هایی که در میان جامعه "روشنفکران "می بینی، از نا آگاهی آدمها است . اینکه انسانهای به اصطلاح متمدن ، مثل حیوان به هم می پرند و به حقوق هم احترام نمی گذارند و برای خود و دیگران ارزشی قائل نیستند ، اینها همه ناشی از نا آگاهی است. انسان به تعلیم و تربیت نیاز دارد تا قدرت تشخیص خوب و بد را داشته باشد و آزاد باشد. انسانی که این قدرت را ندارد ، حتی یک حیوان آزاد هم نیست. چرا که حیوانات برای دفع حوائج اولیه است که یکدیگر را می درند. انسان نا اگاه دریدن را جزو خصوصیات شاخص خود قلمداد می کند.
گلم، اگر این یه قلم جنس را در منو نداری، لا اقل قبول کن که باید بزاری، در غیر این صورت سوالت کامل نیست. مثل این است که بپرسی فرمول شیمیایی آب چیست ، و دو جواب غلط را بنویسی ، و جواب درست را ذکر نکنی.
داشتیم ؟ :)))))
من به تو شبیه نیستم، من از شباهت بدم می آید. دلم می گیرد از اینکه می بینم آدمهایی بدون وقفه به دنبال انسان های ارگینال می گردند تا آنها را کپی باشند. از کپی ها بیزارم.

مخالفت با کپی ها هم بی معناست. کپی ها معمولا مخالف ندارند. انسان عاقل همیشه سعی می کند که برای تبادل اندیشه به سراغ اصل برود. کپی ها بسته به مرغوبیت کاربن ،دیر یا زود از اندیشه تهی می شوند. ولی از آنجا که ادعای بیهوده امانشان نمی دهد، مجبوری به شنیدن طنین خالی شدنشان دل خوش کنی
هیچ چیز غم انگیز تر از مشاهده تلاش های مگسی نیست که قصد دارد با کوبیدن خود به در و دیوار ثابت کند که مرکز دنیا است
تعریف زیبایی از ازدواج را در خانه پاگنده خواندم

نتيجه ی ازدواج برای هر دو طرف محدوديت در بسياری زمينه هاست. اين که چرا مردان ايرانی بيش از زنان در اين زمينه احساس غبن می کنند به آن بر می گردد که مردان بيش تر چيزهايی را که داشته اند (يا گمان می کرده اند دارند) از دست می دهند، و زنان آن چه را که پيش تر نداشته اند (و لابد گمان می کرده اند به دست می آورند) همچنان نخواهند داشت!